جیرائودو از زخمی گفت که هنوز بر قلب یوونتوس مانده است
![]() |
آنتونیو جیرائودو، مدیر اجرایی سابق یوونتوس و یکی از چهرههای کلیدی دوران طلایی این باشگاه، پس از 20 سال سکوت درباره یکی از جنجالیترین پروندههای تاریخ فوتبال ایتالیا صحبت کرده است.
او در گفتوگویی مفصل از کالچوپولی، یوونتوسِ آن سالها، خانواده آنیلی و همچنین آینده این باشگاه سخن گفته و نکات قابلتوجهی را مطرح کرده است.
چرا بعد از 20 سال سکوت، درست حالا تصمیم گرفتید صحبت کنید؟
چون شرایطی که میتوان درباره این ماجرا صحبت کرد تغییر کرده است. تا امروز تمام پروندههای قضایی عادی بدون هیچ محکومیتی به پایان رسیدهاند. اما حالا اتفاق جدیدی در رابطه با عدالت ورزشی رخ داده است.
صبر کنید؛ گفتید بدون محکومیت، چون پرونده مشمول مرور زمان شد.
من خودم درخواست رسیدگی سریع و مختصر داده بودم و هیچ اقدامی برای طولانی کردن روند انجام ندادم، چون میخواستم سریع قضاوت شوم. این احساس را دارم که قضات روند را عمداً طولانی کردند، چون گزینه دیگر تبرئه من بود. در نهایت هم پرونده مشمول مرور زمان شد.
این باور را بر چه اساسی دارید؟
در پرونده، تماس تلفنی مهمی از من وجود ندارد. قرعهکشی داوران هم قانونی تشخیص داده شد؛ همانطور که خود مسابقات و قهرمانیها نیز معتبر شناخته شدند.
محرومیت مادامالعمر ورزشی هنوز هم برایتان سنگین است. چه اتفاق جدیدی افتاده؟
رأی اخیر دادگاه دادگستری اروپا. این رأی یک اصل اساسی را روشن میکند: هر فردی که با یک مجازات ورزشی مواجه میشود، باید حق داشته باشد به دادگاهی مراجعه کند که بتواند قانونی بودن آن مجازات را بررسی کند.
یعنی با این رأی، ممکن است یک قاضی تاریخ را دوباره بنویسد؟
اگر خلاف این اتفاق بیفتد، تعجب میکنم. یک قاضی میتواند یک حکم انضباطی داخلی را، در صورتی که غیرقانونی تشخیص داده شود، لغو کند. همانطور که وکیل من، دوپون، که در دادگاه دادگستری اروپا پیروز شد، استدلال کرده است، سیستم فعلی با اصول حقوق اروپا در تضاد است.
کالچوپولی برای شما چه بود؟
یک رسوایی رسانهای بیسابقه که حاصل حسادت کسانی بود که نتوانستند ما را در زمین شکست دهند. اما پیامد واقعی آن، ضربه زدن به فوتبال ایتالیا بود. اگر بخواهم برعکسِ آن ضربالمثل معروف بگویم، در نهایت از یک موش، کوهی متولد شد!
منظورتان از «موش» چیست؟
تصویری که پس از پایان این پروندههای طولانی باقی میماند: هیچ قهرمانیای دستکاری نشده بود. همانطور که ساندولی، رئیس دادگاه فدراسیون، گفت: «دنیایی از عادتهای بد وجود داشت، نه تخلفات کلاسیک.
این عادتهای بد هنوز هم ادامه دارند؟
به نظرم این روزها زیاد درباره چیزی به نام «آربیتروپولی» صحبت میشود. و ظاهراً تلفنها هنوز هم داغ هستند. اینطور نیست؟
فکر میکنید همیشه درست رفتار کردهاید؟
اگر منظورتان رعایت قوانین است، بله. احکام قضایی هم همین را نشان میدهند.
باشگاه در حق شما بیانصافی کرد؟
در عمل، با آمدن گابتی مالکیت تغییر کرد. من هیچوقت از او انتظار خاصی نداشتم.
امروز با کدام اعضای خانواده آنیلی ارتباط دارید؟
این خانواده حدود 200 نفر عضو دارد. در این 20 سال، بعضی از آنها را در لندن دیدهام...
بیشتر از همه چه چیزی در این ماجرا آزارتان داد؟
به نقل از پانلا درباره تانجنتوپولی: از «همرنگی مشتریان» به «شورش مستضعفان» میرسیم. همه هم به جمعیت میپیوندند تا تکهای از این ماجرا نصیبشان شود.
منظورتان اتفاقاتی است که برای خودتان افتاد؟
من خیلی زودتر از آن صفحه را ورق زده بودم. در لندن بودم و روی پروژههای مهم املاک و مالی کار میکردم.
تجربه شما در یوونتوس چگونه به پایان رسید؟
میتوانستم ادامه بدهم، اما فقط در صورتی که پروژهای را که شروع کرده بودیم ادامه میدادیم. زمانی که وارد بورس شدیم، یک مسیر مشخص کرده بودیم: تبدیل یوونتوس از یک باشگاه ورزشی به یک شرکت رسانهای، با حقوق تلویزیونی، و سپس تبدیل آن به یک شرکت سرگرمی.
بعد چه شد؟
مهندس الکان با من تماس گرفت و گفت قرار است دوباره فقط یک شرکت ورزشی باشیم. تاریخش 26 دسامبر 2006 بود؛ به شکل عجیبی همان تاریخی که 12 سال قبل با یک تماس تلفنی از اومبرتو آنیلی، آغاز همکاری من با یوونتوس رقم خورده بود.
آن تماس چگونه بود؟
ساعت شش صبح تلفن زنگ خورد. دکتر بود و از من خواست برای نوشیدن یک قهوه به سستریره بروم. او و برادرش میخواستند من مسئول یوونتوس شوم. تیم 9 سال بود قهرمان نشده بود و این موضوع در تورین قابل قبول نبود. از طرف دیگر، باشگاه نمیتوانست بدهیهایش را با منابع خودش پوشش دهد.
پس مأموریت این بود: هم قهرمانی و هم متعادل کردن حسابها؟
دقیقاً. چند روز بعد وکیل (جیانی آنیلی) را در ویلا فرسکوت ملاقات کردم. گفتوگو کوتاه بود: سهامدار دیگر قرار نبود پولی وارد باشگاه کند. اما وقتی مرا تا در همراهی کرد، گفت: «جیرائودو، یادتان باشد ما دوست داریم برنده شویم.
با رومیتی رابطه خوبی داشتید؟
با رومیتی و گابتی هیچوقت رابطه نزدیکی نداشتم. ترجیح میدهم برگردیم به همان املاک و ساختمانها! اما روزی که همهچیز تغییر کرد، 27 مه 2004 بود؛ روز مرگ اومبرتو آنیلی. قبل از او، وکیل (جیانی) و همچنین وکیل شخصی او، یعنی رئیس ما ویتوریو کیوزانو، از دنیا رفته بودند. اینها افرادی بودند که بیش از همه یوونتوس را میفهمیدند، دوست داشتند و در برابر همه از آن دفاع میکردند.
اگر جیانی و اومبرتو آنیلی زنده بودند، کالچوپولی اتفاق میافتاد؟
هیچکدام از اتفاقاتی که افتاد، رخ نمیداد.
چرا؟
ما را تعقیب، شنود و بهصورت خصوصی جاسوسی کردند. با حضور جیانی و اومبرتو آنیلی حتی جرئت تصور چنین کاری را هم نداشتند. آن زمان یک کد احترام در سرمایهداری ایتالیا وجود داشت که حاکم میشد.
نظرتان درباره رفتار باشگاه چیست؟
همیشه برایم سؤالبرانگیز بود. باشگاه در پرونده صورتهای مالی درخواست مصالحه کرد، در حالی که مدیرانش تبرئه شدند. سری B را پذیرفت، بدون اینکه حتی شنودها را خوانده باشد. واقعاً عجیب است. اشتباه در ارزیابی بسیار بزرگی بود.
این را چطور توضیح میدهید؟
گراند استیونز، که آن زمان رئیس یوونتوس بود، علیه مدیریت من شکایتی با عنوان خیانت مالی مطرح کرد. بعد خود یوونتوس هم برای همان اتفاقات درخواست مصالحه کرد. نتیجه چه شد؟ من تبرئه شدم، یوونتوس هم تبرئه شد؛ با وجود پیشنهاد مصالحه وکیل باشگاه، زاکونه؛ همان پیشنهادی که شامل سقوط به سری C با کسر امتیاز میشد!
فکر میکنید ارتباطی با پروندههای گابتی و گراند استیونز با کونسب و پرونده قضایی آنها داشت؟
آنها هر دو آنقدر افراد درستکاری بودند که نمیتوان آنها را متهم کرد که برای منحرف کردن توجه از پرونده خودشان یا تضعیف رقبای مدیریتی گروه، یوونتوس را زمین زدهاند.
جیانی آنیلی را چگونه تعریف میکنید؟
آقای وکیل (آونیلی) حضور فیزیکی نداشت؛ حضورش همهجا احساس میشد. در لحظات مهم ظاهر میشد. بدون حمایت او، هرگز نمیتوانستم مبارزه برای ساخت ورزشگاه را پیروز شوم.
ورزشگاهی که جانشینان شما افتتاح کردند. خودتان هیچوقت به آنجا رفتید؟
دیگر هیچوقت نمیخواستم برگردم. فقط یک بار نتوانستم مقاومت کنم. پسرم سه بلیت در جایگاه معمولی خریده بود؛ برای من و نوهام. نتوانستم نه بگویم.
چه اتفاقی افتاد؟
من را شناختند و دیگر نمیتوانستم از ورزشگاه خارج شوم؛ عکس، سلفی و آن شعار... «برگرد، برگرد!
امروز دوباره به ورزشگاه میروید؟
فقط اگر مهندس الکان دعوتم کند.
الکان آن ویژگی لازم برای مدیریت را دارد؟
بله. او شرکتی مثل Exor را که ارزش بازارش دو میلیارد بود تحویل گرفت و امروز ارزش آن 22 میلیارد است. نباید آرام و کمحرف بودنش شما را گول بزند. او از سن بسیار پایین در برابر شخصیتهایی مثل رومیتی، گابتی و مارچونه دوام آورد. امروز از آنها عبور کرده و در هیئتمدیره برخی از بزرگترین شرکتهای فناوری آمریکا حضور دارد. در کاخ سفید، الیزه و کویریناله هم از او استقبال میشود.
رابطهتان با او چگونه است؟
بعد از تبرئه شدنم در پرونده صورتهای مالی، پیامکی از او گرفتم که در آن به من تبریک گفته بود، چون مشخص شده بود جرم یا تخلفی رخ نداده است. کاملاً به سبک یوونتوس.
مدرسه فیات چه چیزی بود؟
انضباط، وظیفهشناسی و توانایی انتخاب افراد مناسب. سناتور، والهتا را بهعنوان فرد مورد اعتماد خود داشت؛ وکیل، غیدلا را داشت و دکتر، مارچونه را. زنجیرهای از شخصیتهای بسیار مهم که نشاندهنده آیندهنگری خانواده آنیلی در انتخاب همکارانش بود.
وقتی شما وارد فوتبال شدید، برلوسکونی قدرتمندترین فرد فوتبال بود.
بزرگترین رئیس باشگاهی بود که در 12 سال فعالیت فوتبالیام با او برخورد کردم: باسواد، عاشق فوتبال، سخاوتمند، توانمند در انتخاب افراد، رشد دادن، انگیزه دادن و دفاع تمامقد از نیروهایش.
آیا سعی کرد شما را به میلان ببرد؟
بله. بار اول ویتوریو فلتری نزد من آمد و گفت برلوسکونی برای میلان علاقهمند است. بار دوم در کاخ گراتزیولی و در یک جلسه دونفره بود. برایم افتخار بود، اما هرگز نمیتوانستم به اومبرتو آنیلی خیانت کنم.
یک خاطره که هنوز در قلبتان مانده؟
در یکی از تورنمنتهای لوئیجی برلوسکونی، در بازی یووه و میلان، بوفون پس از برخورد اتفاقی با کاکا دچار مصدومیت شدید شانه شد. برای ما ضربه بزرگی بود. بعد از بازی، گالیانی میخواست مذاکره برای جذب آبیاتی را شروع کند. برلوسکونی فوراً حرفش را قطع کرد و گفت: «در ازای آن چیزی نمیخواهیم.
اما واقعاً چه کسی در آن «تریاد» یوونتوس تصمیمگیرنده بود؟
من. البته از اصطلاح تریاد خوشم نمیآید. من در رأس گروهی از افراد بودم که باید بخش بزرگی از موفقیتها را به آنها نسبت داد: بتگا، رومی گای، اوپتزی و آگری کولا.
و لوسیانو موجی؟ آونیلی او را «اصطبلدار پادشاه» مینامید.
گابتی و بونیپرتی او را نمیخواستند. سازش این بود که او بدون حق امضا و بدون نمایندگی رسمی باشگاه در نهادها استخدام شود. اما بهعنوان مدیر آن گروه، هنوز هم تواناییهایش را قبول دارم.
بونیپرتی در بقیه موارد حق داشت؟
او خودش با نوع ارتباطات مغرورانه و خودنمایانهاش خودش را خراب کرد؛ شاید به این دلیل که تجربه صنعتی نداشت. به خودش آسیب زد و به کسانی که با او کار کرده بودند احترام نگذاشت.
کاپلو، لیپی یا آنچلوتی؟ کدام را بیشتر دوست دارید؟
این سؤال منصفانه نیست، چون با کاپلو دوست هستم. اما در هر صورت، هر سه جزو بهترین مربیان جهان بودند.
باجو یا دلپیرو؟
زیدان؛ تنها بازیکنی که ما بدون اینکه خودش درخواست کند، حقوقش را افزایش دادیم. شوخی کنار، او یک نابغه فوتبال بود. حتی پلاتینی معتقد است گل زیدان در فینال لیگ قهرمانان زیباترین گل تاریخ بوده است.
دلتان برای فوتبال تنگ شده؟
برای خود فوتبال نه. من یک مأموریت مدیریتی داشتم و آن را هم برای یوونتوس و هم برای فوتبال ایتالیا انجام دادم. اما هواداران... بله، دلم برای آنها تنگ شده است.
میگویند شما تغییر موضع دادهاید؛ مگر طرفدار تورینو نبودید؟
ابتدا در کورسو مارکونی زندگی میکردم، مثل یک روس در کاخ سفید در دوران جنگ سرد! من که در نزدیکی ورزشگاه فیلاتلفیا به مدرسه ابتدایی میرفتم و با افسانه گراند تورینو بزرگ شدم، در نهایت زندگیام با عشق به یوونتوس گره خورد؛ عشقی که مردم هم بهطور کامل پاسخ آن را دادند.
مالاگو گزینه مناسبی برای نجات فوتبال ایتالیاست؟
اول باید درباره بحران فوتبال صحبت کنیم. در سال 2006 قهرمان جهان بودیم و در رده اول رنکینگ فیفا قرار داشتیم. امروز پانزدهم هستیم و برای سومین بار به جام جهانی راه پیدا نکردهایم. هیچ باشگاه ایتالیایی در میان 10 باشگاه پردرآمد اروپا نیست. ورزشگاهها هم در مجموع قدیمی و فرسودهاند.
نتیجه چیست؟
با چنین نتایجی باید همهچیز را از نو شروع میکردیم؛ همه کنار میرفتند. از آبهته گرفته تا تمام کسانی که دههها در رأس فوتبال فدراسیونی بودند و نتیجهای جز شکست نداشتند. از نظر من فدراسیون باید تحت مدیریت موقت قرار میگرفت. اما فقط رئیس عوض شد و همان منطقهای قبلی باقی ماند.
در نهایت، انتخاب مانچینی درست بود؟
برای من سؤال است: چرا قرارداد اسپانسرینگ پیرلو با یک شرکت شرطبندی روسی، قراردادی که خود پیرلو حاضر بود آن را فسخ کند، مسئلهای جدیتر تلقی شد؛ در حالی که اوریالی در پرونده پاسپورت جعلی رکوبا دخیل بود و به همین دلیل هم مصالحه کرد و محکوم شد؟
پس شما مانچینی را قبول ندارید.
به نظر میرسد لیگ سری A هم به دلیل نحوه ترک تیم ملی توسط او، آن هم کمتر از یک ماه مانده به دو بازی حساس مقدماتی یورو، از او راضی نیست. آنتونیو کونته هم حتی مورد مشورت قرار نگرفت. حیف شد که مالدینی و لئوناردو هم کنار گذاشته شدند؛ افراد جدی با ایدههای روشن. من با مالدینی موافقم: با این شرایط، امکان نوآوری وجود ندارد.
مشکل اصلی فوتبال چیست؟
ملیگرایی افراطی حتی برای فوتبال هم نسخه خوبی نیست. وقتی دولت طرح «ماتئی» را اجرا کرده، چرا آکادمیهای ورزشی و فوتبال را در آفریقا توسعه ندهیم؟ ورزش نمونهای از ادغام و همگرایی است؛ مسابقات اخیر شنا و دوومیدانی اروپا این را نشان دادند. لازم نیست چیزی اختراع کنیم؛ کافی است به فرانسه نگاه کنیم.
از نظر اقتصادی باید به کجا نگاه کرد؟
وقتی وارد یوونتوس شدم، برای مطالعه به منچستریونایتد رفتم: ورزشگاهی فوقالعاده، بهترین سیستم فروش محصولات هواداری دنیا، حق پخش تلویزیونی و حتی مجلهای که فقط در مالزی 50 هزار نسخه فروش داشت! امروز باید رئال مادرید را مطالعه کرد. ورزشگاه دیگر فقط محلی برای برگزاری مسابقه نیست؛ به یک پلتفرم تکنولوژیک تبدیل شده که داده، رسانه، هوش مصنوعی، تولید محتوای تصویری، تحقیق، سرگرمی و مدلهای جدید کسبوکار را به هم متصل میکند؛ مثل Madrid Innovation District که قرار است به یکی از قطبهای اصلی نوآوری فناوری در اروپا تبدیل شود.
یعنی میگویید ما تحول بازار را درک نکردهایم؟
بله. اینکه فکر کنیم میتوان آینده را با افزایش تعداد مسابقات و بازیها و در نتیجه افزایش درآمد مدیریت کرد، کوتهبینانه است. نسل هزاره و نسل Z حاضر نیستند یک مسابقه 90 دقیقهای را کامل تماشا کنند. آنها بیشتر به هایلایتها علاقه دارند. تمرکز روی این نسل یعنی مواجه شدن با رقبای جدید فوتبال: دنیای گیمینگ، ورزشهای الکترونیکی، شبکههای اجتماعی، استریمینگ، سریالها و اینفلوئنسرهای چندرسانهای.
چرا یوونتوس دیگر قهرمان نمیشود؟
امروز شرایط لازم برای بازگشت به مسیر قهرمانی وجود دارد.
آندرهآ آنیلی 9 اسکودتو پیاپی برد و بعد با پرونده قضایی مواجه شد. آیا تاریخ دوباره تکرار میشود؟
نمیدانم تاریخ تکرار میشود یا نه. اما میدانم که او حداقل به اندازه ماسیمو موراتی عاشق یوونتوس بود؛ البته با نتایج بسیار سطح بالایی در زمین.
ترکیب کارنوالی و ماسارا جواب میدهد؟
بالاخره جان الکان انتخاب درستی انجام داده است! مالکیت باشگاه قدرتمند و حاضر است، مدیریت مناسب است، مربی داریم و تیم خوبی هم داریم. مواد اولیه لازم برای ساختن یک یوونتوس برنده وجود دارد.
به هواداران چه میگویید؟
میراث سنگینی بر دوش آنهاست. بنابراین باید اعتماد و صبر داشته باشند.










